به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،یک روزنامه صهیونیستی تأکید کرد: روسیه در حال کاهش نیروهایش در سوریه است و ایرانیها دارند خلأ را پر میکنند.
پس از حمله هوایی اسرائیل به سوریه در روز پنجشنبه، دریاسالار اولگ ژوراولف، یکی از فرماندهان ارشد روسیه در این کشور گفت که یک موشک ضدهوایی سوریه یک موشک اسرائیلی را رهگیری کرده است. موشک سوری ساخت روسیه است و بهعنوان بخشی از قرارداد تسلیحاتی در سال 2007 به سوریه فروخته شده است.
اعلام این رهگیری توسط یک مقام ارشد روسیه فقط یک اشاره ساده نیست. این اظهارات بدین معناست مسکو ممکن است سیاست «آسمان باز» را که به اسرائیل اعطا کرده مورد تجدیدنظر قرار دهد.
یک مقام نظامی اسرائیل گفت: اسرائیل سعی میکند محتاطانه رفتار کند مانند راه رفتن روی یک طناب نازک، اما از این پس دیگر فقط بحث احتیاط به خرج دادن نیست که به اهداف حساس برای روسیه، مانند پایگاههای ارتش سوریه، حمله نکنیم، بلکه بحث ملاحظات دیپلماتیک است. ما متوجه هستیم که دوره زمانی که اسرائیل میتواند آزادانه در آسمان سوریه عمل کند در حال کاهش است و ممکن است مجبور شویم سرعت حملات را افزایش دهیم.
یکی دیگر از دلایل فوری برای نگرانی اسرائیل، در روزهای اخیر بروز پیدا کرده است. روسیه در حال کاهش نیروهای خود در سوریه، برای تقویت حضور خود در اوکراین است. ایرانیها و شبه نظامیان طرفدار ایران، جایگزین نیروهای روسی میشوند. به این ترتیب تیپ 47 زرهی سوریه در بخش جنوبی منطقه حماه تحت فرماندهی ایران قرار گرفت. در پایگاه تیپ، که یک مرکز آموزشی نیز دارد، هفته گذشته حدود 40 خودروی نظامی و همچنین حدود 17 وانتبار مجهز به مسلسل وارد شدند که برخی از آنها توسط رزمندگان حزبالله رانده میشد. نام جنگ در اوکراین میتواند حضور نظامی ایران را به عامل بزرگتری در تصمیمگیری در سوریه تبدیل کند. استقرار جدید نیروهای ایران به درخواست بشار اسد و با رضایت روسیه صورت گرفته است. این نشاندهنده اتکای دولت سوریه به ایرانیهاست. هماهنگی نظامی تلآویو و مسکو بر منافع مشترک برای جلوگیری از تعمیق جای پای ایران در سوریه که همسایه شمالی اسرائیل است، متکی است.

پیامدهای منطقهای تغییر موضع روسیه در برابر اسرائیل
در همین باره، روزنامه البناء در مقالهای به قلم أمین حطیط نوشت: در روزهای آغازین عملیات نظامی روسیه در اوکراین، ولودیمیر زلنسکی یهودی در این رویارویی برای حفظ موقعیت خود در ریاست جمهوری اوکراین و نمایندگی آمریکا و اروپا در تحرکات ضد روسیه، از اسرائیل درخواست مساعدت کرد.
در روزهای اولیه، اسرائیل مشتاق بود وانمود کند که بین روسیه و اوکراین موضع میانهای اتخاذ کرده است، زیرا نمیخواست منافع خود را با روسیه به مخاطره بیاندازد و البته نمیتواند خطر ایستادن در برابر روسیه را هم داشته باشد. بنابراین تظاهر به میانهروی یا بیطرفی بین دو کشور بهترین راهحل موجود برای اسرائیل برای فرار از مهلکه بود، میانهرویی که آنها را به پیشنهاد میزبانی مذاکرات بین روسیه و اوکراین سوق داد که بر اساس آن قرار بود تلآویو میزبان برگزاری این مذاکرات باشد.
اما با توجه به آنچه در جریان این جنگ و تحولات مواضع بینالمللی رخ داد، این موضع بیطرفانه و معتدل اسرائیل چندان دوام نیاورد و اسرائیل در کنار 92 کشوری قرار گرفت که در مجمع عمومی سازمان ملل ضد روسیه رأی داده و خواستار اخراج روسیه از شورای حقوق بشر شد.
تلآویو در ادامه درهای خود را به روی مخالفان روسیه و سرمایه داران یهود و کسانی که با خروج سرمایههای هنگفت خود از روسیه به دنبال آسیب زدن به اقتصاد این کشور بودند، گشود. اسرائیل علاوه بر این، تسلیحات و تجربههای نظامی به اوکراین داد، چرا که فکر میکرد این فعالیتها از چشم روسیه دور می ماند. در نهایت رژیم صهیونیستی موضع خصمانه خود علیه روسیه را آشکار کرد و در کنار اردوگاه غربی به رهبری آمریکا قرار گرفت.
کسانی که هویت و ماهیت روابط بینالملل اسرائیل را میشناسند، از این موضع اسرائیل شگفتزده نشدند، اما این موضع برای روسیه که در بحبوحه رویارویی با غرب دست و پنجه نرم میکرد، شوکهکننده بود.
اولین موضع روسیه توسط وزارت خارجه این کشور در برابر اسرائیل علیه فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی بود و این موضوع را یادآور شد که این اشغال طولانیترین اشغال تاریخ میباشد. این موضع روسیه سوالاتی را در خصوص مواضع سابق این کشور در قبال حملات گذشته اسرائیل به سوریه ایجاد میکند که با شروع جنگ جهانی ضد سوریه در سال2011 آغاز شد و با استقرار نیروهای روسی به درخواست دولت سوریه در این کشور ادامه پیدا کرد.
سکوت روسیه در قبال حملات اسرائیل انتقادات زیادی را در میان حامیان سوریه در پی داشت. آنها امیدوار بودند که روسیه جلوی حملات اسرائیل به سوریه را بگیرد. اما روسیه به دنبال رابطه مثبت با اسرائیل بود که شامل ملاحظات داخلی و منطقهای میشد. اثربخشی یهودیان در بخشهای تجاری، مالی و رسانهای ابعاد داخلی این ملاحظات را شامل میشود و در عرصه منطقهای و بینالمللی نیز روسیه به دنبال بهرهگیری از پتانسیل اسرائیل در شبکهسازی روابط بینالملل خود است و خصومت با اسرائیل را به نفع خود نمیبیند.
اما امروز که روسیه درگیر رویارویی خشونتآمیز با غرب است، خیلی چیزها تغییر کرده است. این کشور عنوانهایی را برای نامگذاری کشورهای مختلف انتخاب کرده که برای هر دولتی که با آنها رابطه دارد یا در صحنه درگیریها تاثیر دارد از این عناوین استفاده میکند. عناوین مختلف شامل دشمن، دوست و متحد، و همچنین کشور غیردوست میشود که تعبیر لطیفی به جای عبارت دشمن است.
روسیه در طبقهبندی کشورهای مربوط به خود، از مدل آمریکایی استفاده نکرده که معتقد بود هرکس با ما نیست، ضد ماست. یعنی هرکس دوست و متحد آمریکا نباشد، دشمن آن است، بلکه این عناوین را گسترش داده و اصطلاحات جدیدی را در روابط بینالملل تعریف کرده است.
با این تغییرات اسرائیل پس از سلسله اقداماتی که علیه منافع روسیه انجام داد، به طبقه بندی کشور غیردوست تبدیل خواهد شد. طبقهبندی که تبعاتی را همانند چیزی که ترکیه تاکنون ابعاد آن را درک کرده، خواهد داشت. با احتمال طبقه بندی اسرائیل به عنوان کشور غیردوست، این سؤال مطرح میشود که در مورد هماهنگی، تفاهمها و تعهدات روسیه در قبال اسرائیل در زمینه سوریه چه تدابیری اندیشیده شده است.
همچنین ابهامات بزرگی در زمینه ماهیت عملیاتی و استراتژیک این عرصه مطرح می شود. این سوالها شامل مواضع روسیه در مورد حملات اسرائیل به سوریه یا مواضع آن در قبال خواستههای اسرائیل از ایران، حزبالله و دیگر عناصر محور مقاومت میشود.
لذا مواضع عملیات نظامی روسیه در اوکراین باعث به هم ریختن برگههای بازی در عرصه بینالمللی و شفافیت در هویت و ماهیت این مواضع شده است. شروع این تغییرات باعث رفتار جدید روسیه در مواجهه با اسرائیل در سوریه و مقابله با ترکیه و در نهایت اشغالگری آمریکا با ابزار تجزیه طلبی (قسد) میشود. بر این اساس، میتوان انتظار تحرکات سوریه با حمایت روسیه و محور مقاومت برای مقابله با این سه طرف اشغالگر و متجاوز آمریکا، ترکیه و اسرائیل برای پایان دادن به گروههای تروریستی باقی مانده در ادلب تا مرز ترکیه را داشت.
به نظر می رسد عملیات های متعدد در سوریه که در دو سال گذشته شاهد نوعی آرامش بوده است با تحولاتی همراه باشد که مانع استراتژی آمریکا در فرسایشی شدن درگیریها و جلوگیری از روند باز سازی و سرمایه گذاری در سوریه شود. اگر محافل غربی عبارت (جنگ سوریه به پایان رسید و اسد پیروز شد) را بپذیرند، آنچه باقی میماند تکمیل پیروزی و بازگشت به زندگی عادی و امن است و این همان چیزی است که به نظر می رسد با تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی تقویت میشود.



